تبليغاتX
شب تاب -

تب ۴۰ درجه

تب داشت و احساس میکرد کابوسهای ندیده ،پلک هایش را سنگین کرده اند. آرام شیره تریاک را درنعلبکی پر از چای هم زد و هورت کشید. چشمانش را که بست یادش آمد از چند لحظه پیش تلفن زنگ میزند، گوشی را برداشت:((سلام عزیزم چقد داغی ببینم تو تب نداری؟))

 

نوشته شده توسط  در ساعت  | لینک  |